مردم زمانه ی من و سبک نوشتارنویسی (۱۴۹-۰۰۴)

در زبان انگلیسی واژه ای موجود است، واژه ی “essayist”! خود واژه ی essay به معنای انشاء می باشد و واژه ی essayist انشاءنویس معنا می شود. انشاءنویس کسی است که در رابطه با موضوعات مختلف، نثری را آماده کرده و معمولا این نوشته ی خود را به زیور طبع آراسته می سازد.

در حوزه ی ادبیات، من یک انشاءنویس هستم که موضوع انشاءهایش عمدتا موضوعاتی در رابطه با تمامی حوزه های اصیل دانستنی ها یعنی دانش (فلسفه / علم)، هنر و جهان بینی (…..) می باشد. واژه ی انشاءنویس تا حدودی واژه ی نامأنوسی است و آدمی را به یاد واژه ی مضحک عریضه نویس یا دعانویس می اندازد. از این جهت من قصد دارم که در اینجا سبک نوشتارهای ادبی خود را با واژه ی جدیدی مشخص کنم، این سبک “نوشتارنویسی” است.

نوشتارنویسی های من شاید با مذاق مردم زمانه ی من جور درآیند، زیرا من در اوایل هزاره ی سوم تقویم جهانی قلم می زنم و در این عصر مردم حوصله ی خواندن کتاب و یا مقالات طولانی را ندارند. ایشان خیلی هنر کنند، قادر خواهند بود در کتابخوان های الکترونیکی خود یا لوحه های کامپیوتری، نوشتارهایی را در حدّ ۳ یا حداکثر ۴ پاراگراف بخوانند و سعی کنند تا مفهوم آن را به خورد جان خود دهند. مردم کشور من کتاب نمی خوانند و اگر خیلی تلاش کنند، بتوانند نوشتارهای یک صفحه ای بخوانند، این مطلب علت اصلی انتخاب این سبک بتوسط من است.

در برنامه ی خود سعی دارم که هر سال یک اثر مشتمل بر چند صد نوشتار بشکل یادداشت های روزانه بیرون دهم تا تاثیری را که به دنبال آن هستم بر هموطنان خود بگذارم. در زمانه ای به سر می برم که کسی در آن کتاب ۱,۰۰۰ صفحه ای به دست نمی گیرد. شاید حقه ای که بتوان بتوسطش ۱,۰۰۰ صفحه نوشته را به خورد مردم داد، همین نوشتارنویسی روزانه باشد. شاید اگر در خلال سی سال هر روز یک صفحه نوشتار جذاب را به دست مردم اطراف خود برسانی آن ها هم قادر شوند در یک دوره ی ۳۰ ساله، ۱۰ کتاب ۱,۰۰۰ صفحه ای بخوانند… و این برای آن ها حقیقتا کافی است.

یک دیدگاه برای “مردم زمانه ی من و سبک نوشتارنویسی (۱۴۹-۰۰۴)

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *