مسئله ی خودخواهی (۰۰۸-۰۰۸)

ریچارد دوکینز در کتاب “ژنِ خودخواه” بخوبی از نظر علمی نشان داده است که اساس تمامی کنش ها و واکنش های موجودات زنده، نوعی خودخواهی ژنتیکی است. شاید پذیرش این نکته برای مخاطب عام اندیش سخت باشد که ایثارمندانه ترین حرکاتی که در ظاهر از زنده ها سر می زند، در بطن خود با نوعی خودخواهی در ارتباط است.

از این رو پیش می آید که در جمع ها بشنویم که «آن هایی که نیز خود را وقف کمک رسانی به سایر انسان ها کرده اند، عملا در راه اقناع نمودن خواهش های خودخواهانه ی خود قدم گذاشته و تفاوت چندانی با سایرین بدکردار ندارند!» اگرچه من با نظرات دوکینز مخالفتی ندارم، اما احتجاجات این دست افراد را نیز نمی پذیرم.

نخست اینکه آدمی به سبب خودآگاهی خویش که می تواند بشکل لحظه ای در قبال خودخواهی غریزی اش عصیان کند، تکلیفی مجزا از خیل زیادی از حیوانات دارد. در این موارد، مقایسه ی آدمی با گرگ مقایسه ی چندان عاقلانه ای نیست.

دوم نیز بفرض آنکه تمامی رفتارها و کردارهای ما در اثر نوعی خودخواهی باشد، اما لااقل می توان بین این دست رفتارها خط ممیزه ای ترسیم نمود. یعنی کردارهایی که از خودخواهی آغازیده و در آن به پایان می رسند و یا کردارهایی که از خودخواهی آغازیده اما در چیزی بالاتر از خود (غیرخواهی) پایان می یابند. یک درخت از سرِ خودخواهی میوه می دهد اما این میوه ها نهایتا به کارِ غیرِ خودِ درخت نیز می آیند.

به گمان من وجدان آدمی کلید حل این مسئله است. اگرچه غریزه فریاد بر می آورد که “فقط من پیروز باشم”، اما وجدان که از مصادیق خودآگاهی است، لحظاتی افسار ما را گرفته و ما را در مسیر “همگان پیروز باشیم” هدایت می کند…

6 دیدگاه برای “مسئله ی خودخواهی (۰۰۸-۰۰۸)

  1. مطمئن نیستم روز اولی که این بحث مطرح شد به این موضوع که یک آدم خیّر با یه آدم بدکردار فرقی داره یا نداره رسیدیم یا نه ! چون به نظرم خیلی بحث سختیه…
    ولی راستش به نظرم خیلی مهمه که ما نسبت به خودمون آگاه باشیم. وقتی باور داشته باشی که همه کارهایی که انجام میدی به خاطر ارضاء یکی از نیازها و یا حس های خودته، یاد میگیری منت چیزی یا کاری رو سر کسی نذاری. یا در قبال محبتی که به کسی می کنی از اون توقع نکنی که اونم همون مقدار برات بذاره. اصلا نگاهت به خیلی چیزها و کارها تغییر می کنه …
    یه دوستی خیلی سال پیش می گفت اکثر روابطی که بین آدما به هم می خوره به خاطر یکی نبودن سطح توقع طرفین رابطه اس.
    من این باور رو خیلی دوست دارم چون باعث میشه آدم کمتر توقع داشته باشه حتی از خدا ( بابت دیدن آثار کارهای خیرش تو زندگی زمینیش یا اون دنیا )

    یکی از دوستانم یه بار در همایش تشکر از همیاران موسسه پیام امید، آخر سخنرانیش گفت: به نظر من توی پیام امید ما بیشتر از هر کس دیگه ای داریم به خودمون کمک می کنیم!
    من این رو یه جورایی بهش باور دارم. ?
    ارادت

  2. خواست های ناب گرچه از نیاز خود انسان نشات می گیرد اما زمین را مکان بهتری برای زیستن خواهد کرد…

  3. درد است که آدمی را رهبر است. در هر کاری که هست، تا او را دردِ آن کار و هوس، و عشق آن کار در درون نخیزد، او قصدِ آن کار نکند. کار بی درد میسر نشود، خواه دنیا، خواه آخرت، خواه بازرگانی، خواه پادشاهی، خواه علم. تن همچو مریم است و هر یک عیسی‌ای داریم. اگر ما را درد پیدا شود، عیسی ما بِزاید. و اگر درد نباشد، عیسی هم از آن راهِ نهانی که آمد، باز به اصل خود پیوندد.

    فیه ما فیه
    yahazratemolana@

  4. خودخواهی ژنتیکی داوکینز عامل بنیادین انجام امور را نشانه گرفته و نه ارزیابی اخلاقی فعل جاری شده رو. بنابراین، اگرچه عامل انجام یک چیز باشه، اما ارزش گذاری اخلاقی میتونه متفاوت و در دستگاه های مختلف باشه
    البته قبل از ایشان هم مارک تواین در آخرین کتاب خودش و از دید خود او بهترین کتابش به این مطلب جالب اشاره کرده
    ایشون معتقده که هدف نهایی انجام هر فعلی ارضای نفسه، از هر نوع رفتاری که بشه حرف زد. کتاب ایشون “بشر چیست” کتاب بحث برانگیزی هست که ارزش خوندن داره
    در مورد درخت که فرمودید، تنها هدف درخت تکثیر خودش با دادن پاداش میوه به موجودات سازگار شده با اون میوه هست تا زحمت تداوم نسل اون رو بکشن. بنابراین، خودخواهی ژنتیکی درخت با اتخاذ روش انجام مناسب تبدیل به یک تعامل برد-برد در طبیعت شده
    ممنون از پست خوبتون دوست گرامی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *