افسوس غلط گذشته ها (۰۳۶-۰۰۴)

وقتی به فایل های صوتی درس گفتارهای چند سال اخیر خود گوش فرا می دهم، کیفیاتی را در آن ها متوجه می شوم که دیگر در امروز من غایبند. گاهی اوقات حسرت آن ویژگی ها را می خورم و بعضا نیز عزم خود را جزم می کنم که دوباره شبیه به آن روزهای خوب گذشته شوم و تلاش کنم که نقش همان دی داد را بازی کنم.

در آن لحظات است که خیال می کنم اگر به آن شکل خاص رفتار کنم و حرف بزنم کامیابی های تمامی آن روزها دوباره برایم زنده خواهند شد. آن روزهایی که از نظر روانی بسیار بسیار قوی بودم و میزان رضایت از خویشتن در من خیلی خیلی بالاتر از این روزها بود.

آن روزها نیز مشکلاتی داشتم و نمی توان ادعا کرد که عرصه خالی از هرگونه تنگنایی بود، اما چیزی که توفیر داشت برخورد ذهنی من با وقایع بود که بمددش میتوانستم هر سدی را درهم نوردیده و با فراغ بال از تل مشکلات بالا روم.

وقتی مثل همین حالا می نشینم و اندیشه هایم را سر و سامان می دهم، متوجه می شوم که اگرچه گذشته ی خود را جذاب تر از حالم ارزیابی می کنم اما تقلید از شخصیت آن دوران بنوعی رفتن به سیر قهقراست. حالا که خوب فکر می کنم متوجه می شوم که آدمی در راستای یک زندگی آرام و شاد نمی بایست که دَر را به روی تغییرات و تحولات طبیعی شخصیتی خویش ببندد.

در گذشته که جوان تر بودم بسیار جزم اندیش و دُگم در مباحثات ظاهر می شدم و با این دُگماتیسم عقیدتی خود به ظن خود در بحث پیروز می شدم، اما امروزه دیگر خبری از این تفکرات سفت و سخت نیست. شاید این تغییر در بدو امر که هنوز تا حدودی حال و هوای گذشته در یاد من است عامل کاهش رضایت من بوده باشد اما شاید در آینده و با انفکاک حداکثری از این رویکردهای جزمی این تغییر نزدیک تر به کمال در نظرم جلوه گر شود.

4 دیدگاه برای “افسوس غلط گذشته ها (۰۳۶-۰۰۴)

  1. اما امروزه دیگر خبری از این تفکرات سفت و سخت نیست. شاید این تغییر در بدو امر که هنوز تا حدودی حال و هوای گذشته در یاد من است عامل کاهش رضایت من بوده باشد اما شاید در آینده و با انفکاک حداکثری از این رویکردهای جزمی این تغییر نزدیک تر به کمال در نظرم جلوه گر شود.
    خیلی کاربردی و واقع گرایانه توضیح دادید. مفید و مختصر نوشتاری بود که جای تامل بسیار دارد. ممنون

  2. این متن بنا به درخواست دی داد گرامی و در پاسخ به سوال ایشان در لینکداین، مبنی بر سفر به گذشته و چرخاندن دسته تاریخ ماشین زمان برای بازگشت به گذشته، در وبلاگ ایشان گذاشته میشود.
    پاسخ من به سوال ایشان:
    هیچ زمانی!! دسته ماشین زمان را نمیچرخاندم!!
    نمیدونم شعاریه یا واقعی. نمیدونم خودم رو گول میزنم یا در اوج صداقت با خودم هستم… ولی‌ بارها این سوال از من شده و من واقعا جوابی نداشتم!!
    نه اینکه همه انتخابهام درست بوده.. نه اینکه حسرتی از گذشته ندارم… نه اینکه همه زندگی ام به خوبی پیش رفته!! برعکس زندگی من مملو از موفقیت و ناکامی بوده!!
    و حتی هنوز در بند غم و اندوه ناکامیها هستم.
    ولی واقعا مشکلی در لحظه حال و آنچه باعث شده در اینجا بایستم ندارم. ارزش تک تک ناکامیها و موفقیتها رو میدونم و برام محترم هستن.. حتی فوت پدر در سن ۱۶ سالگی.
    هرچند که هنوز به درجه بی زمانی و دستیابی به لحظه حال نرسیدم ولی واقعا از گذشته نه حسرتی هست که مرا از حال جدا کند و نه موفقیتی که بتواند مرا در سودای گذشته نگه دارد.
    مدتیست به لغت مرگ‌آگاهی(به سکون در انتهای مرگ) متمرکز شدم و هرلحظه برایم معنا و طعم جدیدی باز میکند.
    اگر هم شعاری باشد این متن.
    شعار قشنگی هست😊😊😊

    در ادامه علاقمندم نظر خودم رو در مورد این پست دی داد عزیز نیز بگذارم:
    در پس هر اطمینانی، شک جانسوزی است، در پس هر ابهامی، یقین تابنده ایست. و این توالی را پایانی نیست.. و کم کم انسان در این گیجی مابین این دوگانگی به آرامشی میرسد که هیچ یک پایدار نیست و آنچه پایدار است، جاری بودن و روندگی شعور و آگاهی انسان است.
    لحظاتیست از گذشته ام که دوست دارم تکرار شوند ولی مطمئنم بی همتایی آنها برای همان زمان بوده و طعم هیچ لحظه ای از زندگی، تکرار شدنی نیست.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *