عدسی هایی بدون تحدب و تقعر (۰۳۲-۰۰۴)

آنچه می خواهم در این مجال از آن سخن به زبان برانم، مقوله ی پراهمیت الگوهای شناختی بشر است. الگوهایی که همچون عدسی هایی در برابر دیدگانمان قرار می گیرند و تمامی تصاویر جهان از خلال آنها برایمان جلوه گر می شوند.

این الگوها آنچنان مهمند که معانی زندگی تک تک ما از آن سرچشمه می گیرند و این قدرت را دارند که خوب را برایمان بد و بد را برایمان خوب به تصویر کشند. بلی! الگوهای شناختی روان آدمی؛ آن فیلترهایی که جهان را برایمان معوج می کنند و نهایتا ما را اسیر این اعوجاج ها! و همگی کانال هایی هستند که از خلالشان با جهان معنا مرتبط می شویم و از اینروست که دوری از درد، رنج و غم و رسیدن به خوشی، آرامش و شادی همه در گرو ساختِ آن هاست. ساختی که اگر به اصالت وجود بشر نزدیک باشد، شادی از آنِ ما و اگر از این اصالت ها به دور باشد، غم ها انتظارمان را خواهند کشید. الگوهای شناختی ما هستند که مشخص می کنند جهان با چگونه کیفیتی در حال گذران است.

بارها شنیده ایم که جهان نه سخت است و نه آسان، اما برای آنکه آن را سخت بگیرد، زندگی در جهان سخت خواهد بود برای آنکه آن را آسان بگیرد، زندگی در جهان آسان جلوه گر خواهد شد. این گرفتن ها چیزی نیستند جز مجموعه الگوهای شناختی ما آدمیان که دنیای بیرنگ بیرون را برایمان رنگ آمیزی می کنند و ما چونان نقاشان این بازی دست و قلموی خود را به سمت رنگ های روشن و شاد و یا تیره و غمگین دراز کرده و از آن رنگ ها به جهان خود اضافه می کنیم.

این خود ما هستیم که رنگ جهانمان را به سلیقه ی خود بر می گزینیم. اگرچه انتخاب رنگ ها بر عهده ی ماست، اما پس از اتمام نقاشی جهانمان، استنباط دیگران از ما و وجودمان نتیجه ی ضروری انتخاب ماست و دیگر گریزی از قضاوت سایرین نخواهد داشت…

یک دیدگاه برای “عدسی هایی بدون تحدب و تقعر (۰۳۲-۰۰۴)

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *