شارلاتانیسم (شبه) علمی (۰۰۳-۰۰۴)

امروز از طرف یکی از دانشجویانم مجموعه کتابهایی (۲ جلد) به دستم رسید تحت عنوان ….. و ….. نوشته ی یک مدرس دانشگاه در حوزه ی مهندسی مکانیک که دوره هایی را در رابطه با هومیوپاتی در انگلستان گذرانده بود.

بمجرد اینکه دیباچه ی پشت جلد و توضیحات روی آن را دیدم، سریعا متوجه شدم که نویسنده در حوزه ی شارلاتانیسم علمی مشغول به کار است. اما از آنجاییکه نمی خواستم محکوم به پیش داوری شوم قبول کردم که کتاب ها را به امانت گرفته و مطالعه کنم. قبل از ناهار لَختی را به خواندن مقدمه ی کتب اختصاص دادم و هر چه پیشتر رفتم، بیشتر به درستی استنباط اولیه ی خود واقف گشتم.

نویسنده ی این کتاب در مقابل ناباوری خواننده تلاش می کند تا خود را بنیانگذار یک نظریه بداند. یک شبه-نظریه ی التقاطی که قرار است به تمامی پرسش های بشر در تمامی حوزه ها پاسخگو باشد و تلاش ناشیانه ی خود را قصد کرده که با پل زدن فیمابین فیزیک مدرن و بیولوژی مدرن به سرانجام رساند! این نظریه نماپردازان آفت مجامع علمی هستند و علت حضورشان در محافل علمی چیزی جز کسب شهرت نیست.

هنگامیکه فردی متوجه می گردد که تک ستاره ی سپهر دانش شدن به این آسانی ها محقق نمی گردد، آنگاه سعی میکند که با لطیفه گویی های کودکانه نزد اصحاب علم و معرفت طنازی کرده و از چسباندن خود به ایشان و تکرار سَبُک سرانه و التقاط های نابجا آراء نوابغ، خود را در سطح آن ها در نزد عوام معرفی نماید. این فرد اگرچه خود را تماما از کلاشان حوزه ی شبه علم و جادوگران حوزه هایی همچون هومیوپاتی مبری می دانست، اما عملا صورت جدیدی از ماده ی پوک آن ها را ارایه می کرد.

هر وقت فردی مدعی آن شد که فرمولی برای توضیح همه چیز پیدا نموده است، در را به روی وی ببندید زیرا نه تنها چیزی ارایه نکرده است، بل حتی نمی داند که رویکردهای نسبیتی امروزه این گزافه گویی های مطلق را بر نمی تابند!

2 دیدگاه برای “شارلاتانیسم (شبه) علمی (۰۰۳-۰۰۴)

    1. هر چیزی را فارغ از اینکه واقعیت داشته باشد یا که نه، می توان با روش علمی مورد مطالعه قرار داد و گفتمانی با ادبیات علمی حول آن پدید آورد. خروجی این رویکردها، شبه-علم هایی هستند که هر روزه شاهد رویش قارچ گونه ی آن ها در اقصی نقاط جهان هستیم.

      در حوزه ی فلسفه ی علم نام شارلاتانیسم علمی را بر روی این رویکردها می گذاریم، رویکردهایی که در آن ها از مفاهیم، متدها و نظریات علمی برای اثبات چیزهایی استفاده می شود که از اساس ربطی به مفاهیم علمی ندارند که بهترین مثال های آن را می توان در عرفان ها نوظهور و روش های فرادرمانی دید.

      رساله ای به دستم رسید تحت عنوان مطالعات بعدشناختی ارواح و فرشتگان که در آن نویسنده تلاش کرده بود که ایده ی روح و سایر موجودات ماوراء الطبیعی مثل فرشتگان را با دقیق ترین محاسبات ریاضیاتی و فیزیک کوانتوم اثبات کند و سرآخر در یک بعد بالاتر به زعم خود موفق به انجام این عمل شده بود زیرا که تمامی ملاحظات روش تحقیق علمی را مو به مو پیاده کرده بود!!!

      اگرچه او موفق شده بود که نظریه ای عوام فریبانه دست و پا کند اما حرکت وی تماما شارلاتانیسم علمی است زیرا اولا او قصد داشت در رابطه با کیفیات چیزی صحبت کند که وجودش محل بحث است و ثانیا وی نهایتا آنچه را که قرار بود اثبات کند، فقط و فقط فرض کرده بود. این دقیقا مثل این می ماند که کسی نظریه ای برای توضیح پرواز فیل های صورتی دست و پا کند، و سپس ادعا کند که فیل های صورتی وجود دارند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.