مدیریت (۲۲۳-۰۰۳)

بطور عُرفی انتظار می رود، هر جایی که کمیتِ چیزی پایین آید، کیفیت آن بالا رود و بالعکس. گویا هر زمان که قرار است کیفیت را افزایش دهیم، لاجرم می بایست کمیت مسئله را کاهش دهیم. البته کمیت، خود کیفیت ساز است.

مثلا ۱۰ سرباز نالایق احتمالا قادر هستند که از پس یک سرباز حرفه ای بر آیند. تسلیحات نظامی سطح پایین اگر در تعداد بالا به کار برده شوند، یحتمل کارساز بوده و می توانند از پس تسلیحات مترقی بر آیند، اما این مسائل ربط چندانی به موضوع پیش نهاده شده در آغاز این نوشتار ندارند. علم مدیریت به ظن خود آمده است تا توامان با افزایش کمیت، کیفیت ارایه ی سرویس یا محصولات را حفظ کرده و حتی افزایش دهد. اثر الاکلنگی در شکل کلاسیک این توازن، جایگاه ویژه ای نزد همگان داراست و این یعنی اینکه وقتی یکی از این دو مفهوم بالا رود، کفه ی دیگری پایین می آید.

این اثر تا حدود زیادی توهمی فراگیر است. البته این بسیار درست است که ما بخواهیم در کمیت های پایین، به کیفیت های بالا بچسبیم. مثلا اگر کسی قرار است که سالی یکبار به رستوران برود، قطعا می طلبد که این یک بار در رستوران غذا خوردن، در بهترین رستوران شهر رقم بخورد. باز جا دارد تاکید کنم که غایت علم مدیریت توامان بالا بردن این دو مسئله در هر حوزه ای است. پرسشی که به ذهن در این باره خطور می کند، نحوه ی انجام و به تحقق رساندن این مهم است. علم مدیریت با پیدا کردن استراتژی هایی بر این باور پافشاری می کند که می توان از دامِ فدا کردن یکی از این المان ها به نفع دیگری رها شد و افزایش همنوای آن ها را در مخیره گرفت.

این مسئله حقیقتا کار سختی است و از این روست که مدیریت در عین علم بودن به یکی از شریف ترین هنرها مبدل می گردد. من فراگیری این علم را در سطح مهارتی آن به همگان توصیه می کنم. اگرچه خود جبرا تحصیلاتی شبه-آکادمیک در این عرصه به هم زدم، اما حقیقتا این حوزه در جنبه های مهمتر زندگی ارتقاء دهنده ی کمیت و کیفیت بودنِ من گشته است…

5 دیدگاه برای “مدیریت (۲۲۳-۰۰۳)

  1. درود بیکران
    پیشنهاد جنابعالی تجربی نمودن علم مدیریت در فراهم آمدن بسترهای در خور است؟

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.