اخلاق ورزشی (۰۳۳-۰۱۱)

در یکی از جلسات درس گفتارهای حوزه ی اخلاق، یکی از حاضرین از من پرسید که منظور از عبارت اخلاق ورزشی چیست؟ در آن جلسه من به او گفتم که این عبارت ربط چندانی به حوزه ی اخلاق نداشته و بیشتر یک عبارت عامیانه در وصف نوعی رویکردهای رفتاری مردمان است. اما در اینجا قصد دارم که با ذکر یک مقایسه این تعریف را کامل کنم.

همذات پنداری (۰۱۰-۰۱۱)

فروید در آراء روانکاوانه ی خود از مفهومی پرده بر می دارد که در زبان انگلیسی آن را Identification می نامیم. این عبارت در زبان فارسی به همزادپنداری ترجمه شده است و منظور از آن تلاش ناخودآگاه فرد در تبدیل شدن و یا شبیه شدن به افرادی است که ایشان را «مورد تایید» خود دارد.

آناتالیسم: آنتی ناتالیسم غیررادیکال (۰۰۵-۰۱۱)

آنتی ناتالیسم را در زبان فارسی «زایش ستیزی» ترجمه کرده و اخیرا نیز زیاد بر زبان ها افتاده است. اما من شخصا این ترجمه را نمی پسندم زیرا که پسوند «ستیزی» در آن، بار معنایی بیش از اندازه منفی داراست. البته آنتی ناتالیسم خود رویکردی رادیکال و افراطی است، اما این ترجمه بی شک بر این بار معنوی رادیکال افزوده است.

پسانوگرایی (۰۰۳-۰۱۱)

مدرنیسم برای سنت در زمان خودش نوعی آنتی تز محسوب می شد. سپس بعلت شایستگی های اصلی این رویکرد به جهان، این مدل فکری در جایگاه تز نشسته و دیگر حقانیت خود را فارغ از هرگونه مواجهه با هر رویکرد دیگری پیدا نمود.

اگر عاملم، آنگاه قائلم (۲۶۲-۰۱۰)

عمده ی افراد با عبارات شرط لازم و شرط کافی آشنا هستند. عبارتی در زبان فارسی وجود دارد که می گوید «لازم است، اما کافی نیست!» حتی عوام نیز بعضا از این عبارت در سخنان خود بهره برده و این نشان می دهد که ایشان نیز درکی نسبی از این عبارات تخصصی حوزه ی فلسفه دارا هستند. من در اینجا قصد دارم که در ابتدا خیلی کوتاه این مسئله را بشکل فلسفی مورد واکاوی قرار داده و سپس آموزه های مربوطه را به مسئله ی اخلاق در زندگی ربط دهم.

بررسی نظری مرض کمالگرایی (۲۵۱-۰۱۰)

تمامی پدیده های جهان فیزیکی پدیده هایی آشوبناک هستند. آشوب (خائوس) ذاتی هر سیستم این-جهانی است. پیشتر در مقاله ی اصل حدود آشوب اشاره کرده بودم که حدود آشوبناکی یک سیستم متناظر است با میزان عدم قطعیت در شرایط اولیه ی اندازه گیری آن سیستم مزبور.

اخلاقیات: رویه ها، اصول و ارزش ها (۲۳۸-۰۱۰)

همه ی ما لازم است که در زندگی به چندین ارزش انسانی پی برده و آن ها را در تمامی مواقع مدنظر داشته باشیم. ارزش های ما نوک هرم جهان بینی ما را می سازند. در طبقه ی وسط با اصول سر و کار داریم و قاعده ی هرم نیز مجموعه و انبان رویه ای ماست. رویه های ما لازم است که در راستای اصول ما بوده و اصول نیز به سمت ارزش های انسانی فوق الذکر نشانه می روند.

نظمانی (۲۳۶-۰۱۰)

اگر اصل تعادل را بر تمامی جنبه های زندگی حاکم کنیم آنگاه به این نتیجه ی مهم خواهیم رسید که خوب یعنی متعادل. خوب برای آنکه بد نباشد لازم است که متعادل نیز باشد. اگر چیزِ کَلاماً خوبی (مثل نظم) بشکل متعادل مورد پیگیری قرار نگیرد آنگاه ما با چیزی سر و کار خواهیم داشت که «نظم بد» قلمداد می شود.

آنچه که می دانیم درست است (۲۳۴-۰۱۰)

شجاعت در مواجهه با افکار و احساسات اندرونی مان کلید گشایش بسیاری از قفل های بستره ی زندگی است. اینکه بدون هرگونه رودربایستی و ترس با آنچه که در اندرونی مان می گذرد، مواجه شویم. اینکه بدانیم در حال اشتباه کردن هستیم و یا کاری که انجامش می دهیم در چارچوب عقل و تجربه مان هیچگونه توجیهی ندارد.