رویه های اشتباه (۰۷۲-۰۱۱)

پیش می آید که ندانیم چه درست است و ما بهتر است که چه کاری انجام دهیم، این خودش معظلی بزرگ است؛ اما در عمده ی موارد می دانیم که چه درست است، اما متاسفانه در عمل نمی توانیم که بدآن چیز درست پایبندی نشان دهیم. این مسئله ریشه در ضعف اراده در وهله ی نخست و رویه های اشتباه در وهله ی ثانی دارد.

از «نقطه، راس، انقلاب» به «خط، بازه، رویه» (۰۶۷-۰۱۱)

جهان بینی من یک جهان بینی دانش محور است و این یعنی اینکه این جهان بینی مبتنی بر عقل و تجربه ی بشری است. من جهان بینی خود را مبتنی بر عقل و تجربه ی بشری قرار داده و با این مهم عملا در راستای بخشیدنِ وجاهتِ اجرایی (عملیاتی) به این دو گوهر (یعنی عقل و تجربه) گام برداشته ام.

عهد و پیمان هایی با خویشتن (۰۶۲-۰۱۱)

تقویت اراده فقط و فقط با اراده کردن میسر می شود. گوهر اراده همچون ماهیچه ای است که با ورزش دادن آن می توان آن را تقویت، بزرگ و قوی ساخت. اما تمرین اراده یعنی چه؟ تمرین اراده بدین معناست که بخواهیم در عمل به تصمیماتی (عهد و پیمان هایی با خویشتن) دست زده و به روند آن ها پایبند بمانیم.

آن برداشت عملیاتی (۰۶۰-۰۱۱)

وقتی صحبت از جهان بینی می شود، لازم است که اشاره شود اساس این جهان بینی را چه چیزی تشکیل می دهد. مثلا کسی ادعا می کند که اساس جهان بینیِ مرا باورها و اعتقادات تشکیل می دهند. یا ممکن است کسی جهان بینی خود را مبتنی بر عقل و تجربه ی بشری و بطور کلی دانش قرار دهد.

برای خود (۰۵۳-۰۱۱)

ما هر آنچه می کنیم، برای خود می کنیم حتی آن کارهایی که ادعا داریم برای دیگران انجام داده ایم. صدالبته که خیر کارهای خودخواهانه ی ما می تواند که در میان مدت و یا بلندمدت به دیگران نیز رسیده و آنان نیز بهره مند شوند اما همانطور که در بالا گفتم ذینفع اول و آخر اقدامات ما خودِ ما هستیم ولاغیر.

موردکاوی: برخورد عقلانی – تجربی با یک مورد نگرانی (۰۵۲-۰۱۱)

نگرانی احساس ناخوشایندی است که در اتمسفر فکری خاص خودش رخ داده و سرآخر نیز سبب می شود که زندگی به کام آدمی تلخ شود. برای غلبه بر نگرانی (که ذاتی متفاوت از استرس، اضطراب و ترس داشته اما شباهت های غیرقابل انکاری نیز با آن ها دارد) می توان چندین و چند فکریه ی فلسفی – علمی (منطقی – تجربی) را با یکدیگر بسیج کرده و در فاز «ب» یعنی فاز برخورد عقلانی – تجربی با احساساتمان به کار گرفته تا از شر نگرانی (در نهایت) خلاص شد.

ترِپِنیتی (۰۵۰-۰۱۱)

چند ماه پیش در خواب با واژه ای مواجه شدم که معنای آن را نمی دانستم و در خواب تصور من این بوده که واژه ی مزبور، واژه ای انگلیسی است. چندین بار در همان خواب واژه را تکرار کرده و سعی در حفظ کردنش نمودم و سرآخر نیز آن را به خاطر سپردم: Trepenity.

موفق کیست؟ (۰۴۵-۰۱۱)

موفق کیست؟ موفق کسی است که توانسته است بشکل قابل قبولی در زندگی خود با مصادیق پوچی بشکل جانانه ای به مبارزه برخیزد. اما پوچی یعنی چه؟ ما در کتب فلسفی (بویژه نحله ی اگزیستنسیالیسم) زیاد با واژه ی پوچی و یا پوچ گرایی (نهیلیسم) سر و کار داریم اما این اصلا و ابدا به این معنا نیست که این رویکرد مهم فلسفی مُبَلِغ پوچی باشد.

افزایش تمرکز (۰۴۴-۰۱۱)

در پاسخ به این پرسش که چگونه می توان قوای تمرکزی را در بستره ی زندگی بهبود بخشید، خواهم گفت که لازم است در جریان زندگی مان الف) مینیمال باشیم و ب) پرسیجِرال باشیم. و این یعنی چه؟ این دوخصلت را می توان در باب سبک زندگی آدمی تعریف نمود.