مشترک در تفاوت ها (۱۱۵-۰۱۱)

مشترک در تفاوت‌ها توارث، تربیت و محیط… این‌ها چیزهایی هستند که نهایتاً ما را می‌سازند و برخی را خوب می سازند و برخی را بد. در نزدیکان خود کسانی را می شناسنم که اگر یک چوب کبریت از مال غیر در مالشان افتاده باشد، شب از عذاب وجدان خوابشان نمی‌برد، بعد عده ای نیز پیدا می‌شوند که با افتخار مال همین انسان‌های نیک و شریف را به راحتی بالا کشیده و روزگار به خوشی سپری می‌کنند. من نمی‌دانم که در کله‌ی این قِسم افراد چه می گذرد و اینکه آیا ایشان انسان ها شادی هستند یا که (به احتمال بسیار […]

بازگشت به زندگی (۱۱۳-۰۱۱)

گروه موسیقی راک پینک فلوید که یکی از معروف ترین و تاثیرگذارترین گروه های تاریخ موسیقی جهان است، در یکی از کارهای خود با عنوان «بازگشت به زندگی» داستان فرد عاشقی را روایت می کند که در خیال خود در حال گفتگو با معشوق بوده و از او شِکوه و ناله می کند. معشوق ماجرا گویا عاشق مزبور را رها کرده و دل به عشق فرد دیگری سپرده است.

معنی درد، رنج و غم (۱۰۵-۰۱۱)

زندگی بنا بر ذات حقیقی اش آبستن درد، رنج و غم است. همه ی ما (بلااستثناء) بر مدار دردها، رنج ها و غم ها زندگی می کنیم. این سه پایه حضور دارند تا ما بر سر آن ها رفته و قدبلندتر شویم و اگر روزی دستمان به خوشی، آرامش و شادی (ولو لحظه ای و اندک) رسید، آنگاه قدر این سه گانه ی بی قیمت را بیشتر و بیشتر بدانیم.

پسربچه (۱۰۳-۰۱۱)

یکی از دوستان در حال جدایی از همسر خود است. او یک پسربچه ی سه ساله دارد و به احتمال زیاد حضانت فرزند را خودش بر عهده خواهد گرفت. از نظر مالی وضعیت مناسبی دارد اما هیچ کس و فامیلی در این کشور نداشته و به درجاتی نیز از افسردگی مزمن رنج می برد. در این گیر و دار جدایی از من خواست که دو، سه روزی صبح و بعدازظهر به خانه شان رفته و از پسرش نگهداری کنم تا او بتواند به کارهای دادگاهی اش برسد.

فریب رویاها (۰۸۰-۰۱۱)

همه ی ما در زندگی رویاهایی برای محقق ساختن داریم. این رویاها شرایطی را فراهم می کنند که بخواهیم انگیزه مندانه به سمت و سویشان حرکت کرده و در این میان چیزهای زیادی را تجربه نموده و سرآخر نیز چیزی شویم. اما بعضا همین رویاها سبب ساز می شوند که آدمی به چیز زیادی در زندگی نایل نیاید.

بی محبتی (۰۷۸-۰۱۱)

در سوراخ هواکش هود آشپزخانه ی من گنجشک ها لانه کرده اند. از ابتدای بهار بشکل پررفت و آمدی به درون لوله ی هواکش آمده و لانه را ساختند و اکنون نیز تعدادشان بیشتر شده است. من خود شخصا نگران آن ها بوده و همواره مراقبم که کسی هود را روشن نکند و آسیبی به آن ها وارد نیاید.

طعمِ توت، گوجه سبز و گیلاس (۰۷۵-۰۱۱)

اواخر فصل بهار برای من یعنی بوی درختان توت، گوجه سبز و گیلاس. بوی این درختان و مزه ی این میوه ها. مزه هایی نوبرانه پر از خاطرات ریز و درشت از دوران کودکی و نوجوانی. فصل امتحانات پایان سال و دل پیچه های گاه و بیگاه از سرِ افراط در خوردن میوه ها. هنوز هم در آغاز میانسالی، فصل بهار برای من خود را در این بوها و طعم ها به اوج رسانده و پایان می دهد. برگ درخشان درختان به همراه شکوفه هایی سپید و یا رنگی؛ این است جهان و مابقی همه اختراعات ما.

گذر عمر (۰۵۸-۰۱۱)

دیروز یکی از همکلاسی های دوران دبیرستان خود را پس از ۱۶ سال دوباره ملاقات کردم. هنگامیکه از دور می دیدم که از اتومبیل خود پیاده شده و خود را به محل قرارمان می رساند، با صدای بلند خطاب به او گفتم: تو «ماشین زمان» من هستی، چونکه قرار است مرا به ۱۶ سال قبل ببری.