نفرت یعنی درگیری دایمی (۰۳۶-۰۱۱)

شخصا دو خواهر را می شناختم که نفرتی بی بدیل از یکدیگر داشتند. این نفرت بویژه از سوی خواهر کوچکتر در حق خواهر بزرگتر بود، جوریکه خواهر کوچکتر به هیچ وجه حاضر به بخشش خطاهای خواهر بزرگتر نبوده و همواره به دنبال راهی برای انتقام گرفتن از بابت ظلم ها و خطاهای او بود. در جریان زندگی، خواهر کوچک به سمت هنر کشیده شد و در این اثنا به مجسمه سازی نیز پرداخت.

روان زنی (۰۳۴-۰۱۱)

مطمئنا برای عده ی زیادی از مردم عادت خودزنی یک رویدا عقلا و تجربی، غیرقابل دفاع است. تقریبا همه می دانیم که صیانت از جسم یک باید غریزی – وجدانی بوده و خلاف آن به هیچ نحوی از انحاء قابل پذیرش نیست، اما پس چرا عادت روان زنی تا بدین حد رایج است؟ آدمی به غلط روان را مسئله ای بی اهمیت تر از جسم انگاشته و در نتیجه ی این پندار غلط چندان به روان خود اهمیت نمی دهد.

کمند وسواس (۰۲۸-۰۱۱)

کمند وسواس کمندی طویل و قدرتمند است که خود را سفت و سخت به دور چیزهای گوناگون می پیچد. این ساده اندیشی است که گمان کنیم وسواس فقط موضوعاتی محدود را آماج حملات خود قرار می دهد، بلکه برای آنکس که از اختلال وسواس در رنج است (چه این اختلال روان رنجوری OCD باشد و یا اختلال شخصیتی OCPD)، این خطر وجود دارد که او به هر چیزی حالت وسواسی پیدا کند.

مصنوع انگاری (۰۲۷-۰۱۱)

یکی از ایرادات بسیار جدی عده ای از محققین و حتی عوام جامعه، داشتن نگاه «مصنوع انگارانه» نسبت به تمامیت جهان است. این نگاه محصول نوعی تعمیم و بسط نادرست ایده هاست. بعنوان مثال هنگامیکه ما به یک کوزه نگاه می کنیم، بنا بر تجربه در می یابیم که این کوزه نوعی مصنوع بوده و بی شک صانعی دارد زیرا که در جهانی که کوزه ها وجود دارند، بی شک کوزه گران هم حضور خواهند داشت.

تنوع (۰۱۶-۰۱۱)

تنوع با معنی عام آن برای همگان مفهومی آشنا و جاافتاده است، از این رو در اینجا وقت خود را به توضیح آن اختصاص نخواهم داد. تنوع نقش بسیار مهمی در مسئله ی سلامت روان ایفا می کند. بدون تنوع جریان زندگی به جریانی کسالت بار مبدل شده و از سر این تبدیل آسیب های جدی به رواندرستی فرد وارد خواهد آمد.

فوبیا (۰۱۳-۰۱۱)

در علم روانشناسی «فوبیا» واژه ی سنگینی است و برای قماشی از ترس های غیرمنطقی فلج کننده استفاده می شود. مُراد از عبارت فلج کننده «فلج حسی – حرکتی» نیست، بلکه دلالت کننده بر نوعی استرس است که سبب می شود عملکرد فرد در مواجهه با چیزها و یا موقعیت های خاص اُفت جدی کند.

رواندرستی و شادی (۰۱۲-۰۱۱)

در ابتدای بحث یک مثال عامیانه می زنم تا اکثر خوانندگان به جان مطلب پی ببرند. اگر کسی پول داشته باشد اما شاد نباشد یک فرد شکست خورده است، اما در عوض اگر کسی شاد باشد، اما پول نداشته باشد؛ یک فرد کامیاب خواهد بود. حال خوب روانی ما یا آن چیزی که من آن را رواندرستی (سلامت روان) می نامم از مهمترین دارایی های ما قلمداد می شود. رواندرستی همچون تندرستی یک نعمت بی قیمت است.

همذات پنداری (۰۱۰-۰۱۱)

فروید در آراء روانکاوانه ی خود از مفهومی پرده بر می دارد که در زبان انگلیسی آن را Identification می نامیم. این عبارت در زبان فارسی به همزادپنداری ترجمه شده است و منظور از آن تلاش ناخودآگاه فرد در تبدیل شدن و یا شبیه شدن به افرادی است که ایشان را «مورد تایید» خود دارد.

سگ (۰۰۹-۰۱۱)

نام عبارت آشنای «انتخاب طبیعی» زیاد به گوشمان خورده است، اما عبارت «انتخاب مصنوعی» عبارت چندان نام آشنایی نیست. انتخاب طبیعی مکانیسمی است که از طریق آن گونه ها بشکل طبیعی متنوع شده و در گذر زمان فرگشته می شوند. انتخاب مصنوعی نیز تقلیدی از این همین جریان طبیعی است با این تفاوت که آدمی در تحقق آن نقش اساسی دارد. برای روشن شدن مطلب به یک مثال مهم می پردازم.