زمان چهار بعدی (۰۴۳-۰۱۱)

بعد چهارم زمان (در یک مولتی ورس شانزده بعدی) یعنی بعدی از جهان که حرکت در آن خروجی خارق العاده ای دارد: بودن بطور همزمان در همه جا. چنین مسئله ای اگرچه غریب به نظر می آید، اما در نگاه نظریه ی ریاضیات طبیعی علت و چرایی پسِ اصل عدم قطعیت هایزنبرگ در نظر گرفته می شود.

ابعاد دیگر زمان در نظریه ی ریاضیات طبیعی دی داد (۰۴۰-۰۱۱)

قریب به یک دهه ی پیش، من در نظریه ی ریاضیات طبیعی خود نشان داده ام که ما در یک جهان حداقل ۱۶ بعدی هستی یافته ایم. ۱۲ بعد از این جهان مربوط به ابعاد مکان بوده و ۴ بعد از این ابعاد نیز مربوط به زمان هستند. به این ترتیب جزء نخستین محققینی بودم که به ابعاد بالاتر زمان فکر کرده ام تا بدین طریق توانسته باشم که مشکلات مربوط به این ایده ی باستانی را حل کنم.

مصنوع انگاری (۰۲۷-۰۱۱)

یکی از ایرادات بسیار جدی عده ای از محققین و حتی عوام جامعه، داشتن نگاه «مصنوع انگارانه» نسبت به تمامیت جهان است. این نگاه محصول نوعی تعمیم و بسط نادرست ایده هاست. بعنوان مثال هنگامیکه ما به یک کوزه نگاه می کنیم، بنا بر تجربه در می یابیم که این کوزه نوعی مصنوع بوده و بی شک صانعی دارد زیرا که در جهانی که کوزه ها وجود دارند، بی شک کوزه گران هم حضور خواهند داشت.

جهان ها (۱۶۶-۰۱۰)

یکی از رسالت‌های علم، تحقق بخشیدن به تخیل‌های آدمی است. هم‌اکنون که در اوایل قرن بیست و یکم از تقویم جهانی به سر می‌بریم، علم بیش از هر زمان دیگری توانسته است که در عمل به این رسالت خود پایبندی نشان دهد. بشر در سده های پیشین همواره به تخیل کردن مشغول بوده است و تخیل دایمی بشر نیز همواره مسیری را می‌پیموده که در ظاهر ربط چندانی به واقعیت جهان نداشته است؛ تا زمان انقلاب علمی.

آب و هوا (۱۱۶-۰۱۰)

در زبان انگلیسی در گفتمان های تخصصی مرتبط با علم هواشناسی با دو کلمه ی پرکاربرد سر و کار داریم که از کاربرد متداولشان در زبان های طبیعی متفاوت هستند: کلمات weather و climate. کلمه ی weather به معنی «وضع هوا» و کلمه ی climate به معنی اقلیم و یا عبارت آشناتر «آب و هوا»ست. نگارنده برای کلمه ی نخست از عبارت وضع هوا و برای دومی از عبارت آب و هوا در این نوشتار استفاده می کند.

اختیار و اصل عدم قطعیت (۰۶۴-۰۱۰)

من قبلا در نوشتارهای دیگر خود نشان داده بودم که اختیار آدمی عملا نوعی توهم است. این اختیار اگرچه موهومی است اما از اساس با نوعی جبر مجهول سر و کار دارد. جبر مجهول همچون نوعی اختیار نسبی نزد آدمی ادراک می شود.

نظریه ی ریاضیات طبیعی (۱۲۲-۰۰۹)

نظریه ی ریاضیات طبیعی چیست و چه می گوید؟! این نظریه تلاشی است در جهت پیدا کردن یک چارچوب نظری – عملیِ سازگار با واقعیت جهان. دانش، گفتمانی در نزد آدمی است. اگر آدمی نباشد، دانش بلاموضوع است. حال آدمی هست و می خواهد که جهان را تعریف کند.

جهات (۰۵۱-۰۰۹)

در هندسه ی کُرات مفهومی داریم به نام Great Circle یا دایره ی بزرگ که منظور از آن دایره ای است با بیشترین محیط ممکن که بتوان بر روی یک کره ترسیم نمود. مثلا اگر کره ی زمین را یک کره ی کامل فرض کنیم، خط استوا یک دایره ی بزرگ است. تمامی نصف النهارها دوایر بزرگ هستند.

نظریه ی همه-چیز (۰۴۹-۰۰۹)

یکی از چالش های پیش رو علم در عرصه ی نظریه ی همه-چیز بویژه آن قسم از کاندیداهای این نظریه که مایل به رقم زدن این مهم در یک چارچوب کوانتومی هستند بحث گراویتون و یا ذرات نیروی جاذبه است. اگر بخواهیم نیروی جاذبه را که به زیبایی تمام در نظریه ی نسبیت عام آینشتاین به مثابه اعوجاج های فضا – زمان معرفی شده است بشکل کوانتومی مورد مطالعه قرار دهیم، آنگاه می بایست که قایل به کوانتومی بودن این دو مقوله یعنی فضا و زمان نیز باشیم.