وسیله هدف نشود (۲۶۳-۰۱۰)

وسیله یک چیز است، اما هدف چیز دیگری است. وسیله مسیری است که بمدد آن و یا از طریق آن می توان به یک هدف خاص نایل آمد. مثلا لیوان وسیله ای است که می توان با آن نوشیدنی های مایع را به راحتی مصرف نمود و یا قاشق وسیله ای است برای گذاشتن خوراک بشکل پسندیده در دهان.

بررسی نظری مرض کمالگرایی (۲۵۱-۰۱۰)

تمامی پدیده های جهان فیزیکی پدیده هایی آشوبناک هستند. آشوب (خائوس) ذاتی هر سیستم این-جهانی است. پیشتر در مقاله ی اصل حدود آشوب اشاره کرده بودم که حدود آشوبناکی یک سیستم متناظر است با میزان عدم قطعیت در شرایط اولیه ی اندازه گیری آن سیستم مزبور.

فلسفه ی کاربردی (۲۴۵-۰۱۰)

یکی از دوره هایی که شخصا چند سالی است آن را (بیشتر) بشکل خصوصی و یا بعضا کارگاه های نیمه خصوصی و جمعی برگزار می کنم، دوره ی فلسفه ی کاربردی است. فلسفه ی کاربردی یکی از شاخه های جدید دانش فلسفه است. در این حوزه تلاش می شود که نقش فلسفه در زندگی و حرفه ی افراد مورد بررسی قرار بگیرد. فلسفه این امکان را دارد که در زندگی ها و مشاغل ما نقش هدایتگر و کمک کننده داشته باشد.

ناظر به گذشته (۲۴۴-۰۱۰)

عده ی کثیری از آنانی که دل در گرو تعالی این جامعه دارند، متاسفانه از مسئله ای رنج می برند که اسم آن را سندرم «نگاهِ ناظر به گذشته» نهاده ام. اینکه فرد گمان کند که همان نگاه زرتشت، سعدی، مولوی و خیلی نام های قدیمی به زندگی برای خوشبختی فردی و اجتماعی انسان کافی است.

دوستان مسن تر از ما (۲۴۲-۰۱۰)

جوانترها را توصیه می کنم که با پیرترها دوستی کنند زیرا که این دست دوستی ها درس های بسیاری برای ایشان در پی خواهد داشت. من همیشه در طول زندگی با همسن و سال های خودم ارتباط چندانی نداشتم. دوستان من یا بسیار از خودم جوانتر بودند یا که خیلی خیلی مسن تر.

کم و زیاد (۲۴۰-۰۱۰)

خیلی از یافته های علمی ما در سطوحی بنیادی مثلا فیزیک و شیمی قادر هستند که به ما درس هایی عمیق در باب مسایل انسانی دهند اگر و فقط اگر ما به آن سطحی از خرد و حکمت رسیده باشیم که بتوانیم تشابهات آن ها را با مسایل مرتبط با زندگی دریابیم.

ریشه ی فکر مهم است (۲۳۷-۰۱۰)

شخصیت هایی در وادی اندیشه حضور دارند که به هیچ وجه مورد تایید من نیستند. من در برخی از نوشته های غیررسمی خود به نام این افراد اشاره کرده و پس از برهه ای کوتاه نام ها را نیز پاک کرده ام. علت این مسئله این است که نمی خواهم بشکل غیرمستقیم به شهرت بی دلیل این افراد کمک رسان باشم.

پیله (۲۳۳-۰۱۰)

همه ی ما لازم است که برای مدیریت کردن کنش ها و واکنش هایمان در روابط بینافردی به برنامه ها و رویه هایی مجهز شویم. رویه هایی که گاهی اوقات از جنس بایدها و نبایدها و حتی خط قرمزها تلقی می شوند. یکی از نبایدهایی که شاید مبتنی بر مداقه های عقلانی و مشاهدات تجربی، بسیار لازم است که بدآن پایبند بمانیم مسئله ی گیر ندادن به سایر انسان ها از بهر هرگونه علتی است.