کودکان کار (۱۱۷-۰۱۱)

آدمی می تواند که برای چیزهای زیبا نام های زشتی برگزیند و بالعکس یعنی اینکه چیز های زشت را با نامهای زیبا بنامد اما در هر حال تغییری در اصل مسئله رخ نخواهد داد و به قول ویلیام شکسپیر یک گل سرخ با هر نام دیگری همچنان خوشبوست و من باید اضافه کنم که یک توده متعفن هم با هر نام دیگری همچنان بوگندوست. یکی از این توده‌ها که نام زیبایی برای آن انتخاب کرده و بی تفاوت از کنارش عبور می‌کنیم شری است که‌ آن را “کودکان کار” نامیده‌ایم. کار چیز مقدسی است، واژه کودک هم همینطور؛ اما دردا […]

قرن جدید – یادداشت ها

صفر / هفت فرمان دِی دادی هفت فرمان دِی دادی برای رواندرستی: یک) از شکم نفس بکش. (در حین تنفس شکمت بالا و پایین برود) ___ دو) نیمه ی پُر لیوان را ببین. (نگاهت بجای خارها بر گل ها باشد) ___ سه) یک سوم روز را بخواب. (به خوابیدن به چشم خوشگذرانی نگاه کن) ___ چهار) اهل قدم زدن باش. (راه رفتن فقط جسمت را حرکت نمی دهد، بلکه وجودت را هم حرکت می دهد) ___ پنج) اهل مراقبه باش. (لحظاتی در خلوت و تنهایی ات به محتوی ذهن و روانت بی هیچگونه پیش داوری نگاه کن) ___ شش) قدردان […]

قرن جدید – گزین گویه ها

صفر / دهم تیر بمجرد اینکه صدایش را از آنسوی خط شنیدم، شناختمش. هرچند خودم را به آن راه زدم که خودش را معرفی کند. دو، سه دقیقه ای خودش را معرفی کرد که مثلا به یاد بیآورمش. حس کردم که دمغ شد و شادابی اش وَراُفتاد. من هم همین را می خواستم. کسیکه یک دفعه ای می رود، نبایستی که یک دفعه ای بازگردد. منفی یک پول برای کتاب و کلاس ندارد، اما برای قهوه خانه و عیاشی دارد. نداری فرهنگی همین است. منفی دو آرزو می کنم عاشق کسی شوی که مخفیانه عاشقت بوده است. منفی سه سخت […]

آن تغییر معهود (۱۱۲-۰۱۱)

همه ی ما به خطا تحت تاثیر خاطرات دوران کودکی که در آن دوران یک سال تحصیلی برای ما همچون یک عمر به درازا می انجامید، گمان می کنیم که خیلی وقت داریم اما این پارادوکس به زودی همه ی ما را غافلگیر خواهد کرد که «به ناگاه خیلی زود دیر می شود.»

سحرخیزی، درستکاری و سختکوشی (۱۱۰-۰۱۱)

مردمان نسل های گوناگون شباهت های خاصی به یکدیگر دارند و این خصلت های مشابه از هر نسل به نسل دیگر تفاوت هایی را از سر می گذراند. در این نوشتار قصد دارم که به خصوصیاتی چند از مردمان ایران متعلق به دهه های اول و دوم قرن جاری (قرن چهاردهم) تقویم خورشیدی مان بپردازم. مردمانی که درحال حاضر بین هفتاد و چند تا نود و چند سال سن دارند.

شوخی های نابجا و مداوم (۱۰۹-۰۱۱)

در زندگی دست از سر یکدیگر برداشته و پا در کفش همدیگر نکنیم. متاسفانه بکرات دیده ام که مثلا در فضای خانه و یا محل کار و یا حتی بین دوستان، کسی پیدا می شود که بخواهد به کس دیگری پیله کرده و تمامی جوانب وجودی او بویژه شخصیتش را مورد نقادی دایمی قرار داده و بدین ترتیب وی را به سمت مغاک حقارت هُل دهد.

مجلس ختم (۱۰۴-۰۱۱)

به دعوت یکی از دوستان در مراسم درگذشت دختری جوان شرکت کردم که پدرش از افراد باسابقه در مدیریت دولتی این کشور بوده است. در مجلس مزبور جا برای سوزن انداختن نبود. افراد زیادی برای این مراسم ختم گرد هم آمده بودند. دسته گل های فراوان که از این سر خیابان تا آن سر خیابان چیده شده بود. زرق و برق در تمامی جنبه های این دورهمی نمایان بود. اما علیرغم تمامی این تلاش های چشمگیر برای پُرابهت نشان دادن این مجلس، تنها چیزی که در چهره ی حضار نُمودی نداشت، ناراحتی از سر درگذشت یک انسان بود.

دون ژوان تقلبی (۰۹۵-۰۱۱)

عده ای از مردان بنابر ناهنجاری های فکری و رفتاری شان و بویژه از بابت طبقه ی اجتماعی که در آن به دنیا آمده اند، یعنی طبقه ی بسیار مرفه جامعه، دون ژوان می شوند. دون ژوان یعنی اینکه متقلب رمانتیک و جنسی شده و به دنبال یارهای بسیار رفته و نهایتا نیز به همگی شان حقه می زنند.

آلبوم صوتی (۰۹۳-۰۱۱)

اخیرا یک نرم افزار کاربردی (اپلیکیشن) بر روی گوشی تلفن همراه خود نصب کرده که بمددش قادرم صدای مکالمات تلفنی خود را ضبط کنم. تمرکز اصلی من بر ضبط صدای عزیزانم (بویژه مادرم) است. سپس آخر هر هفته صداهای کاری و غیره را پاک کرده و گفتگوهایم با عزیزانم را در جایی حفظ و نگهدای می کنم. در این میان گفتگوهای من با مادرم از ارزش بسیاری برخوردار هستند.

ماشین زمان و سفر به گذشته (۰۹۲-۰۱۱)

در یک نظرسنجی از کاربران شبکه ی جهانی متخصصین پرسش کردم که اگر ماشین زمانی وجود داشته باشد که بتواند شما را به تاریخی در زندگی گذشته تان ببرد، دسته ی آن را بر چه تاریخی می چرخانید و چرا؟ مشارکت کاربران در این نظرسنجی فوق العاده بود و پاسخ ها نیز از جذابیت ویژه ای برخوردار بودند. در اینجا قصد دارم که جمع بندی خود را از پاسخ های پرشمار نظرسنجی عرضه کنم.