اثر دُهُل (۰۲۲-۰۱۰)

آواز دُهُل شنیدن از دور خوش است. این ضرب المثل بدین معناست که خیلی از خوشایندهای ما در زندگی مادامیکه ارتباط نزدیکی با آن ها نداریم، خوش و خرم بنظر می آیند اما همینکه با آن ها ارتباط نزدیک برقرار کنیم، خواهیم دید که آنچنان آش دهن سوزی هم نیستند. ثروت یکی از این دست مقولات است.

مرگ یک بار، شیون هم یک بار (۰۲۱-۰۱۰)

یک ضرب المثل قدیمی فارسی می گوید: «مرگ یک بار، شیون هم یک بار». معنای این زبانزد این است که گاهی باید کارها را یکسره کرد. تعلل جایز نبوده و بایستی که با مسئله بشکل یکباره مواجه شد. فارغ از این معنا، درس مهمی در این ضرب المثل بشکل تحت اللفظی نهفته است که می خواهم در این نوشتار بدآن بپردازم. ما در زندگی یک بار می میریم و برای یک بار مردن، یک مرتبه شیون لازم است.

تقویم و ساعتِ من (۰۲۰-۰۱۰)

همیشه تقویم و ساعت مهمترین ابزارهای زندگی من بوده اند. من با این دو ابزار زندگی می کنم و در خلال روز بارها و بارها به آن ها سر می زنم. این شاید از آن جهت است که برای من همواره تواریخ و زمان ها اهمیت بسزایی داشته اند. اما مشخصا چند وقتی است که کمتر به ساعت مچی خود نگاه می کنم.

سوءتفاهم با جهان (۰۱۹-۰۱۰)

امروز شاهد بودم که یکی از دوستان بدون دقت به باز بودن پنجره، تلاش می کرد که پنجره را باز کند! پنجره باز بود، اما او متوجه این مسئله نمی شد. پنجره ی اتاق او یک پنجره ی کشویی است. این پنجره در اکثر مواقع، یا بسته و یا فقط اندکی باز است. در زمان های بسته بودن، چارچوب پنجره یکدست و در حالت نیمه باز بودن نیز همواره گوشه ی قسمت کشویی پنجره بشکل یک لبه ی عمودی، فضای پنجره را برای او به دو قسمت نامساوی تقسیم می کند.

مهمترین چیز جهان (۰۱۷-۰۱۰)

در جلسه ی روانکاوی یکی از دانشجویانم بتوسط من هنگامیکه گفتگو به این جا رسید که مهمترین چیز جهان چیست؟ او پاسخ داد: خانواده. اگر من بخواهم خودم به این پرسش پاسخ دهم: پاسخ من جهان بینی است. جهان بینی من مهمترین چیز جهان من است. انسان ها به دلیل تفاوت در طبیعت و تربیت شان (که شاید بتوان نام ژن و محیط را نیز بر آن ها گذاشت) در گذر زمان به درکی از جهان رسیده و بتبع آن می فهمند که مهمترین و باارزش ترین چیز آن چیست.

غایات سلامتی (۰۱۶-۰۱۰)

یکی از شریف ترین فعالیت هایی که هر کس می تواند بدآن مشغول باشد، مسئله ی صیانت از سلامتی جسم و روان است. حصول تندرستی و رواندرستی بشکل طولانی مدت فعالیت ساده ای نیست و آنکس که می خواهد از نظر جسمانی و روانی سالم بماند، می بایست که به ملاحظات فراوانی در عمل پایبند بماند. تلاش برای سالم ماندن در حوزه های جسم و روان برکاتی دارد که دامنه ی تاثیرشان تمامی جنبه های حیات یک فرد را در بر می گیرد.

داستان جبرها و مقابله ها (۰۱۵-۰۱۰)

گاهی اوقات خطاهایی که از ما سر می زنند، خطاهایی هستند که ما نیک به خطا بودن آن ها آگاهیم. نه اینکه بخواهیم عامدانه انجامشان دهیم، بلکه منظورم این است که می دانیم در حال خطا کردن هستیم و البته چاره ای نیز جز خطا کردن نداریم. گویا این خطاها بر اثر نوعی جبر از ما سر می زنند. انگار که ما درگیر جبرِ خطا کردن هستیم.

کج فهمی در باب تکامل (۰۱۴-۰۱۰)

معمولا عدم درک درست از یک نظریه ی علمی منتهی می شود به اینکه کسانی نزد خود پرسش هایی را طرح کنند که در چارچوب نادرست فکری شان قادر به جواب دادن به آن ها نباشند و سپس همین عدم توانایی خود در درک مسئله را به حساب ناتوانی نظریه گذاشته و پای خود را در یک کفش کنند که نظریه ی مزبور ناتوان و ناقص است!

از عشق به انسان، تا عشق به انسانیت (۰۱۳-۰۱۰)

دسته ای از آنانی که گمان می کنند هفت شهر عشق را گشته اند، در حقیقت هنوز که هنوزه اندر خم یک کوچه اند. آنان تا به ابد عاشق یک انسان می مانند و می سوزند و چِه و چِه… این حرکت بطالت محض است. بایستی که از «عشق به یک انسان»، به «عشق به انسانیت» رسید. در ریاضیات هم همینگونه است. ما قرار نیست که یک را با یک جمع کرده تا به دو برسیم. ما قرار است که جمع زدن را یاد بگیریم.

بهای موفقیت (۰۱۲-۰۱۰)

اخیرا دست نوشته ای از آلبرت آینشتاین فیزیکدان شهیر آلمانی در ژاپن پیدا شد که گویا ایشان در مدت اقامتش در هتل، آن را به یکی از کارکنان آنجا هدیه نموده بودند. فحوای کلام آلبرت در این پیام این است که یک زندگی آرام و بدون دغدغه بهتر از یک زندگی پر از تنش در راستای تعقیب موفقیت است.