تداعی خاطرات و احساسات (۲۴۸-۰۱۰)

گاهی در اثر مواجهه با یک سری از محرک ها حواس در دنیای بیرون (مشتمل بر بوها، مکان ها، رنگ ها، تصاویر، اصوات و غیره) برخی از خاطرات نهفته در ذهن ما دوباره برایمان تداعی می شوند. تداعی خاطرات صرفا به یاد آوردن یک رویداد در گذشته نیست بلکه با هر یادآوری نوعی تداعی احساسی نیز در نهاد ما رقم می خورد.

زبان در خدمت رویداد (۲۴۶-۰۱۰)

زبان که زبان است اما این بسیار اهمیت دارد که همین زبان یگانه در راستای چه غایاتی باشد. بسیار شنیده ایم که زبان لازم است که در راستای غایات شریف به کار افتد، مثلا اینکه چیزی جز حقیقت نگوید و یا چِه و چِه. من در اینجا به دنبال این قِسم پندها و نصایح نیستم. هدف از این نوشتار اشاره به مسایلی است که زبان می تواند در خدمت آن ها قرار گیرد.

فلسفه ی کاربردی (۲۴۵-۰۱۰)

یکی از دوره هایی که شخصا چند سالی است آن را (بیشتر) بشکل خصوصی و یا بعضا کارگاه های نیمه خصوصی و جمعی برگزار می کنم، دوره ی فلسفه ی کاربردی است. فلسفه ی کاربردی یکی از شاخه های جدید دانش فلسفه است. در این حوزه تلاش می شود که نقش فلسفه در زندگی و حرفه ی افراد مورد بررسی قرار بگیرد. فلسفه این امکان را دارد که در زندگی ها و مشاغل ما نقش هدایتگر و کمک کننده داشته باشد.

ناظر به گذشته (۲۴۴-۰۱۰)

عده ی کثیری از آنانی که دل در گرو تعالی این جامعه دارند، متاسفانه از مسئله ای رنج می برند که اسم آن را سندرم «نگاهِ ناظر به گذشته» نهاده ام. اینکه فرد گمان کند که همان نگاه زرتشت، سعدی، مولوی و خیلی نام های قدیمی به زندگی برای خوشبختی فردی و اجتماعی انسان کافی است.

یک مفلوج عصبی (۲۴۳-۰۱۰)

دوستی تعریف می کرد که یکی از همکارانش در جریان یک سرقت بشکل کوتاه مدت ربوده شده و ضمن تلکه شدن، لخت و عور در اطراف شهر رها شده است. گویا راهزنان با تهدید چاقو و پس از کندن لباس هایش او را چند صد متری دنبال کرده و او نیز با ترسی جانکاه پای برهنه مشغول فرار کردن بوده است.

دوستان مسن تر از ما (۲۴۲-۰۱۰)

جوانترها را توصیه می کنم که با پیرترها دوستی کنند زیرا که این دست دوستی ها درس های بسیاری برای ایشان در پی خواهد داشت. من همیشه در طول زندگی با همسن و سال های خودم ارتباط چندانی نداشتم. دوستان من یا بسیار از خودم جوانتر بودند یا که خیلی خیلی مسن تر.

سن ثبات فکری (۲۴۱-۰۱۰)

اگرچه انسان تا پایان عمر در بستره ی زندگی به فراگیری درس هایی تازه و تازه تر مشغول است، اما از جایی به بعد سرعت این آموختن ها بسیار کم و کمتر می شود. از سنی به بعد انسان دیگر همچون سابق بتوسط جهان شگفت زده نشده و از سر همین عدم شگفت زدگی چیزهای زیادی نیز برداشت نمی کند.

کم و زیاد (۲۴۰-۰۱۰)

خیلی از یافته های علمی ما در سطوحی بنیادی مثلا فیزیک و شیمی قادر هستند که به ما درس هایی عمیق در باب مسایل انسانی دهند اگر و فقط اگر ما به آن سطحی از خرد و حکمت رسیده باشیم که بتوانیم تشابهات آن ها را با مسایل مرتبط با زندگی دریابیم.