خودکشی (۰۵۹-۰۱۱)

خودکشی یک رفتار است که نه تنها در گونه ی آدمی بل در سایر گونه های جانوری نیز دیده می شود. در گونه ی انسان خودکشی به دو دسته ی کلی خودکشی هایی با ریشه های روانی و خودکشی های غیرروانشناختی (ایدئولوژیک) تقسیم می شود.

گذر عمر (۰۵۸-۰۱۱)

دیروز یکی از همکلاسی های دوران دبیرستان خود را پس از ۱۶ سال دوباره ملاقات کردم. هنگامیکه از دور می دیدم که از اتومبیل خود پیاده شده و خود را به محل قرارمان می رساند، با صدای بلند خطاب به او گفتم: تو «ماشین زمان» من هستی، چونکه قرار است مرا به ۱۶ سال قبل ببری.

دیگرانِ بدخواه (۰۵۷-۰۱۱)

عده ای از انسان ها در اطراف همگی ما یافت می شوند که ما بنا بر دلایلی عقلانی و تجربی به خوش نیتی ایشان باور چندانی نداریم. مثلا در گذر زمان و در موقعیت هایی مختلف سخن هایی را ابراز کرده و یا حتی رفتارهایی را از ایشان دیده ایم که نسبت به خوش قلبی شان ظنین شده ایم. همیشه در مواجهه با چنین دست انسان هایی، احساسی دوگانه گریبان ما را می گیرد که بخواهیم بشکل کجدار و مریز با ایشان ادامه داده و یا اینکه کلا رابطه ی مزبور را قطع کنیم.

پروانه در بهشت (۰۵۶-۰۱۱)

چند روزی است که پروانه ها به شهر تهران هجوم آورده اند و حقیقتا چه چیزی جذاب تر از هجوم پروانه ها. همگی شان از گونه ای زردرنگ و خالخالی هستند که برای شخص من حس نوستالژیک عمیقی به همراه دارند. در کودکی این قسم پروانه ها را کمتر از نزدیک می دیدم، بلکه بیشتر در ویدئوهایی مرتبط با طبیعت و یا در فیلم ها. نه خیلی بزرگ هستند و نه خیلی کوچک و شاید از نظر مثالین دقیقا همان چیزی باشند که از پروانه انتظار داریم.

فصل برداشت (۰۵۴-۰۱۱)

سرمایه گذاران از عبارتی تخصصی استفاده می کنند با عنوان «نقطه ی سر به سر» و این نقطه یعنی جایی که تمامی هزینه ها بتوسط درآمدهای اولیه پوشش داده شده و از آن نقطه به بعد کسب و کار و یا پروژه ی مزبور با تراز مالی مثبت شروع می کند به آغاز سودآوری. گویا از آن نقطه به بعد است که می توان قایل به سودآور بودن یک اقدام بود.

برای خود (۰۵۳-۰۱۱)

ما هر آنچه می کنیم، برای خود می کنیم حتی آن کارهایی که ادعا داریم برای دیگران انجام داده ایم. صدالبته که خیر کارهای خودخواهانه ی ما می تواند که در میان مدت و یا بلندمدت به دیگران نیز رسیده و آنان نیز بهره مند شوند اما همانطور که در بالا گفتم ذینفع اول و آخر اقدامات ما خودِ ما هستیم ولاغیر.

موردکاوی: برخورد عقلانی – تجربی با یک مورد نگرانی (۰۵۲-۰۱۱)

نگرانی احساس ناخوشایندی است که در اتمسفر فکری خاص خودش رخ داده و سرآخر نیز سبب می شود که زندگی به کام آدمی تلخ شود. برای غلبه بر نگرانی (که ذاتی متفاوت از استرس، اضطراب و ترس داشته اما شباهت های غیرقابل انکاری نیز با آن ها دارد) می توان چندین و چند فکریه ی فلسفی – علمی (منطقی – تجربی) را با یکدیگر بسیج کرده و در فاز «ب» یعنی فاز برخورد عقلانی – تجربی با احساساتمان به کار گرفته تا از شر نگرانی (در نهایت) خلاص شد.

پیرمرد رفتگر (۰۵۱-۰۱۱)

در ردیف کافه های کنار خیابان و اغذیه فروشی های رنگ و وارنگ که شب هنگام اتومبیل ها پارک کرده و افراد مشغول انتخاب خوراکی ها از مِنوها می شوند، شاهد بودم که پیرمردی رفتگر با جدیتی تمام در حال تمیز کردن خیابان بود. نخست به این فکر کردم که چرا یک پیرمرد در این سن و سال لازم است که برای اداره ی معاشش به چنین کار سنگین و طافت فرسایی مشغول باشد و دوم اینکه اکنون بخواهد این چنین برای گرفتن زحمتیانه خود را در مقابل دیگران خوار و خفیف کند.

ترِپِنیتی (۰۵۰-۰۱۱)

چند ماه پیش در خواب با واژه ای مواجه شدم که معنای آن را نمی دانستم و در خواب تصور من این بوده که واژه ی مزبور، واژه ای انگلیسی است. چندین بار در همان خواب واژه را تکرار کرده و سعی در حفظ کردنش نمودم و سرآخر نیز آن را به خاطر سپردم: Trepenity.

تکنیک پ – ب – ت (۰۴۹-۰۱۱)

«پ» یعنی پذیرش بی قید و شرط احساسات و افکار مرتبط با آن ها، «ب» یعنی برخورد عقلانی – تجربی با این احساسات و افکار پذیرفته شده و «ت» نیز یعنی تماشای نتیجه ی حاصله. تمام این سه مرحله با هم آن چیزی است که من «تکنیک قوی و موثر سلامت روان» می نامم. اختلال در هر یک از این سه مرحله منتهی به اختلال در نحوه ی مدیریت کردن کنش ها و واکنش هایمان خواهد شد.