فکر و تفکر (۱۱۸-۰۱۱)

من پیشتر در آراء مرتبط با فلسفه ذهن خود “فکر کردن” را به “تئاتر تماشا کردن” تشبیه کرده بودم. اگر چه فکر و تفکر چیزهایی به قدمت حضور بشر بر کره زمین بوده و پیش از پدیده تئاتر وجود داشته اند اما به علت مخفی بودن شان در کله انسان درجه ملموس بودگی پایین تری داشته و تمثیل تئاتر برای فهم بهتر مطلب اشاره شده است. ما در کله خود با یک تماشاخانه روبرو هستیم که من اسم آن را “تماشاخانه ذهن و روان” گذاشته بودم. هر فکری که ما می‌کنیم حتی فکر هایی که در آن ها ما صرفا […]

کودکان کار (۱۱۷-۰۱۱)

آدمی می تواند که برای چیزهای زیبا نام های زشتی برگزیند و بالعکس یعنی اینکه چیز های زشت را با نامهای زیبا بنامد اما در هر حال تغییری در اصل مسئله رخ نخواهد داد و به قول ویلیام شکسپیر یک گل سرخ با هر نام دیگری همچنان خوشبوست و من باید اضافه کنم که یک توده متعفن هم با هر نام دیگری همچنان بوگندوست. یکی از این توده‌ها که نام زیبایی برای آن انتخاب کرده و بی تفاوت از کنارش عبور می‌کنیم شری است که‌ آن را “کودکان کار” نامیده‌ایم. کار چیز مقدسی است، واژه کودک هم همینطور؛ اما دردا […]

مشترک در تفاوت ها (۱۱۵-۰۱۱)

مشترک در تفاوت‌ها توارث، تربیت و محیط… این‌ها چیزهایی هستند که نهایتاً ما را می‌سازند و برخی را خوب می سازند و برخی را بد. در نزدیکان خود کسانی را می شناسنم که اگر یک چوب کبریت از مال غیر در مالشان افتاده باشد، شب از عذاب وجدان خوابشان نمی‌برد، بعد عده ای نیز پیدا می‌شوند که با افتخار مال همین انسان‌های نیک و شریف را به راحتی بالا کشیده و روزگار به خوشی سپری می‌کنند. من نمی‌دانم که در کله‌ی این قِسم افراد چه می گذرد و اینکه آیا ایشان انسان ها شادی هستند یا که (به احتمال بسیار […]

در چشم بر هم زدنی (۱۱۴-۰۱۱)

پیشتر هم بارها اشاره کرده بودم که شرایط زندگی ما می‌تواند که از بد به خوب و از خوب به بعد در یک چشم بر هم زدن عوض شود. گاهی در یک لحظه جریانی از رویدادها آغازیدن گرفته و به موجب آن شرایط زندگی ما به طور کلی از این رو به آن رو می شود و این همان ذات غیرقطعی و ناکامل جهان است که انسان خود را در آن می یابد. این لحظات همان ابرانطباق های کوانتومی سطح زندگی اند که می‌روند ما را در دو جهان گونه‌گون فرود آورند، جهان هایی با سناریوهایی کاملاً متفاوت. یکی از […]

قرن جدید – یادداشت ها

صفر / هفت فرمان دِی دادی هفت فرمان دِی دادی برای رواندرستی: یک) از شکم نفس بکش. (در حین تنفس شکمت بالا و پایین برود) ___ دو) نیمه ی پُر لیوان را ببین. (نگاهت بجای خارها بر گل ها باشد) ___ سه) یک سوم روز را بخواب. (به خوابیدن به چشم خوشگذرانی نگاه کن) ___ چهار) اهل قدم زدن باش. (راه رفتن فقط جسمت را حرکت نمی دهد، بلکه وجودت را هم حرکت می دهد) ___ پنج) اهل مراقبه باش. (لحظاتی در خلوت و تنهایی ات به محتوی ذهن و روانت بی هیچگونه پیش داوری نگاه کن) ___ شش) قدردان […]

قرن جدید – گزین گویه ها

صفر / دهم تیر بمجرد اینکه صدایش را از آنسوی خط شنیدم، شناختمش. هرچند خودم را به آن راه زدم که خودش را معرفی کند. دو، سه دقیقه ای خودش را معرفی کرد که مثلا به یاد بیآورمش. حس کردم که دمغ شد و شادابی اش وَراُفتاد. من هم همین را می خواستم. کسیکه یک دفعه ای می رود، نبایستی که یک دفعه ای بازگردد. منفی یک پول برای کتاب و کلاس ندارد، اما برای قهوه خانه و عیاشی دارد. نداری فرهنگی همین است. منفی دو آرزو می کنم عاشق کسی شوی که مخفیانه عاشقت بوده است. منفی سه سخت […]

بازگشت به زندگی (۱۱۳-۰۱۱)

گروه موسیقی راک پینک فلوید که یکی از معروف ترین و تاثیرگذارترین گروه های تاریخ موسیقی جهان است، در یکی از کارهای خود با عنوان «بازگشت به زندگی» داستان فرد عاشقی را روایت می کند که در خیال خود در حال گفتگو با معشوق بوده و از او شِکوه و ناله می کند. معشوق ماجرا گویا عاشق مزبور را رها کرده و دل به عشق فرد دیگری سپرده است.

آن تغییر معهود (۱۱۲-۰۱۱)

همه ی ما به خطا تحت تاثیر خاطرات دوران کودکی که در آن دوران یک سال تحصیلی برای ما همچون یک عمر به درازا می انجامید، گمان می کنیم که خیلی وقت داریم اما این پارادوکس به زودی همه ی ما را غافلگیر خواهد کرد که «به ناگاه خیلی زود دیر می شود.»

تغییر سبک زندگی (۱۱۱-۰۱۱)

در نگاه جهان بینانه ی من «تغییر سبک زندگی» یعنی اقتباس رویه هایی چند در راستای ایجاد سازگاری سازنده تر با زیست جهان شخصی و اجتماعی مان. هرآنگونه تغییری که به دنبال به وجود آوردن آن هستیم صرفا و صرفا مسئله ای شفاهی و نظری است و مادامیکه لباس رویه به خود نپوشد، وجاهت عملی پیدا نخواهد نمود.

سحرخیزی، درستکاری و سختکوشی (۱۱۰-۰۱۱)

مردمان نسل های گوناگون شباهت های خاصی به یکدیگر دارند و این خصلت های مشابه از هر نسل به نسل دیگر تفاوت هایی را از سر می گذراند. در این نوشتار قصد دارم که به خصوصیاتی چند از مردمان ایران متعلق به دهه های اول و دوم قرن جاری (قرن چهاردهم) تقویم خورشیدی مان بپردازم. مردمانی که درحال حاضر بین هفتاد و چند تا نود و چند سال سن دارند.